X
تبلیغات
کوهستان همیشه مقدس

کوهستان همیشه مقدس

فه رهه نگ کورده واری

ڕژیم توڕه‌یه‌ له‌ ئازادکردنی سه‌رۆکی پژاک

له‌ به‌رامبه‌ر ڕاده‌ستنه‌کردنه‌وه‌ی سه‌رۆکی پارتی ژیانی ئازادی کوردستان حاجی ئه‌حمه‌دی و، ئازادکردنی له‌ لایه‌ن ئاڵمانه‌وه‌، ڕژێمی ئێران توڕه‌یی خۆی زیادتر نیشان ده‌دات .سه‌رۆکی کۆمیسیۆنی ئاسایشی مه‌جلیسی ئێران و سه‌رۆکی کۆمیسیۆنی کاری ده‌ره‌وه، عه‌لائه‌ددین بروجه‌ردی دوای دیدار له‌ گه‌ڵ باڵوێزی ئاڵمان له‌ تاران، له‌ لێدوانێکدا ووتی: بۆ ئه‌وه‌ی ئێمه‌ ڕه‌خنه‌ و ناڕه‌زایه‌تیی خۆمان له‌ باره‌ی ئازادکردنی عه‌بدولڕه‌حمان حاجی ئه‌حمه‌دی ده‌ربڕین، ئێمه‌ باڵوێزی ئاڵمانمان له‌ تاران بانگهێشتی پارله‌مان کرد.

بروجه‌ردی به‌بیری هێنایه‌وه ئه‌وان بۆ ڕاده‌ستکردنه‌وه‌ی سه‌رۆکی په‌ژاک حاجی ئه‌حمه‌دی، له‌ ئاستی نێوده‌وڵه‌تیدا که‌وتوونه هه‌وڵدان. به‌ نکۆڵیکردن له‌ سه‌دان چالاکی سیاسیی کورد، که‌ له‌ زیندانه‌کانی ڕژێمه‌که‌یدا ڕووبه‌ڕووی ئه‌شکه‌نجه‌ی هۆڤانه‌ و سزای له‌سێداره‌دان ده‌بنه‌وه‌، بروجه‌ردی ووتی: هه‌ر چه‌نده‌ ئاڵمان ئه‌و بابه‌ته‌ به‌ هاووڵاتیبوونی حاجی ئه‌حمه‌دی له‌ ئاڵمانه‌وه‌ گرێ ده‌دا، بێواتایه‌ که‌ ڕێ به‌‌و که‌سانه‌ بدات به‌ سه‌ربه‌ستی له‌ ئه‌ورووپا‌ بگه‌ڕێن. که‌سانی تیرۆریست له‌ کوێی جیهان ده‌بن با ببن، ده‌بێ له به‌ر تاوانه‌کانیان سزا بدرێن. ووته‌بێژی وه‌زیری ده‌ره‌وه‌ی ئێران ڕامین مه‌هماپه‌ره‌ستیش، گرتن و ئازادکردنی سه‌رۆکی پارتی ژیانی ئازادی، وه‌کوو سێناریۆ و یارییه‌ک به ناو کرد، ئازادکردنی ئه‌وی ڕه‌خنه‌ کرد و، بانگه‌شه‌ی ئه‌وه‌ی کرد که‌ ئه‌وان له‌ باره‌ی سه‌رۆکی په‌ژاکدا، گه‌لێک به‌ڵگه‌یان ڕاده‌ستی ئه‌وروپا کردووه.

+ نوشته شده در  Sun 14 Mar 2010ساعت   توسط په ژار  | 

اعتصاب غذا عباس جلیلیان

عباس جلیلیان "ئاکو" نویسنده و فعال فرهنگی کرد اسلام آبادغربی که حدود ۹۰ روز پیش توسط رای دادگاه انقلاب شهر کرمانشاه به ۱۵ ماه حبس محکوم و روانه ی زندان دیزل آباد کرمانشاه شد بنا به دلایلی که در زیر به آنها اشاره می شود از امروز ۲۱/۱۱/۸۸ دست به اعتصاب غذا زده است:

 ۱-موج جدید دستگیری های فعالین کرد و اعدام آنها

۲- سه بار انتقال بدون دلیل وی به بند های مختلف زندان از جمله بند اعدامی ها

۳- عدم دسترسی وی به تلفن -نشریات و وسایل اطلاع رسانی جمعی

۴- ندادن مرخصی به وی با توجه به اینکه نامبرده قبل از این  هیچ گونه سابقه ی کیفری نداشته است

۵-عدم اعمال قانون عف مشروط و عدم دسترسی  به قاضی پرونده و وکیل خودو.....

همچنین لازم به توضیح است که ئاکو تا کنون کتابهای فرهنگ لغت کردی - فارسی باشور و مجموعه ۴ جلدی زه رینه و سیمینه و کتاب ره نگامه و ئاگر مه لوچ را به چاپ رسانیده است.

+ نوشته شده در  Wed 10 Feb 2010ساعت   توسط په ژار  | 

دست دادن با اهریمن

گمانی در آن نیست که با روی کار آمدن باراک اوباما به عنوان چهل‎وچهارمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، گفتمان حاکم بر روابط بین‎المللی و دیپلماسی آن کشور تغییر چشمگیری به خود دید.
بنا بر پیشینه‎ی هر دو حزب جمهوریخواه و دمکرات، جمهوریخواهان بیشتر مانور سیاسیشان در عرصه بین‎المللی بوده و دمکرات‎ها در مقابل به موضوعات داخلی آمریکا توجه بیشتری مبذول داشته و در سطح بین‎المللی نیز، به نقش دیده‎بانی حقوق بشر اکتفا نموده‎اند. بر این اساس برخی از ملتها و گروههای تحت ستم، امیدوار بودند که اوباما به عنوان فردی که مدعی صلح، گفتگو و حرمت نهادن به کرامت و حقوقی انسانی بود بتواند با در پیش گرفتن سیاستی جدی یا به اصطلاح خودشان به کارگیری "دیپلماسی هوشمند"، دیکتاتورها را منزوی و مطالبات ملتها را در دستور کار قرار داده و آنها را برجسته نماید. اگر چه هنوز ریاست جمهوری آقای اوباما، یک دوره یک ساله را تمام نکرده، اما حقیقت این است که طی این چندماه، بدان حد که او و دولتش به عنوان مخالف سیاستهای جورج بوش مطرح شده‎اند، نتوانسته‎اند، گفتمان و سیاست خود را به عنوان عامل بازدارنده و اهرم فشاری نسبت به قدرتهای استبدادی ارائه نمایند. این مسئله باعث شده است که از یک طرف آگاهان سیاسی، اقدامات اوباما را "گشایش یکجانبه" قلمداد کنند، زیرا آن مقدار که به دیکتاتورها جهت ماندگاریشان اطمینان‎خاطر بخشیده است نتوانسته مانع از ستمگری و تندرویهای آنان گردد. همچنین اقدامات مذکور و نتایج حاصل از آن سبب شده است که سطح اعتماد شهروندان آمریکایی نسبت به سیاست‎های اوباما تنزل یابد و نامبرده به عنوان فردی "خوش‎باور" معرفی گردد.
بدون تردید مسئله‎ی ایران، چه به عنوان طرف مسئله‎ی اتمی و چه به عنوان منبع و پشتیبان ترور و تروریسم یکی از موضوعات اصلی در سیاست خارجی آمریکا می‎باشد که در زمان انتخابات نیز بیشترین مناقشات را در پی داشت. با در نظر گرفتن همه‎ی شاخص‎ها و پارامترها، سیاست دولت اوباما برای مهار و عقب‎نشاندن جمهوری اسلامی تا لحظه‎ی کنونی بدون نتیجه بوده است و حتی می‎توان گفت که ایران در این بین بیشترین سوءاستفاده را از حسن نیت دولت اوباما نموده است. در حالی که اوباما نام ایران را از "محور شرارت" خارج ساخت و تحت عنوان "جمهوری اسلامی ایران" از ایران نام برد. همچنین دو نامه به خامنه‎ای نوشت و طی نامه و پیام‎هایش، از جمله پیام نوروز 88، اعلام کرد که آمریکا حاضر است بر اساس احترام و منافع متقابل بر سر میز مذاکره با ایران بنشیند. اما جمهوری اسلامی با توطئه و مرموز خواندن این قبیل اظهارات، خواستار تغییرات اساسی‎تر و عملی‎تر در لحن و عملکرد آمریکایی‎ها گردید، بی‎آنکه کوچکترین تغییر و تحولی در نوع بیان و سیاست تنش‎آفرین خود در سطح منطقه‎ای و در رابطه با مسئله‎ی هسته‎ای ایجاد نماید. اگر چه هر یک از اوباما و هیلاری کلینتون بر این نکته تأکید ورزیده‎اند که "صبر آمریکا نامحدود نیست" و تهدید می‎کردند که پس از پایان ماه سپتامیر 2009، ایران با خطرات جدی روبرو خواهد شد. اما در عمل، دیدار و گفتگوی ویلیام برنز، معاون وزیرخارجه آمریکا و سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران در نهم مهرماه در ژنو پیامد آن بود. اگر چه طی سالیان اخیر، نمایندگان هر دو کشور درباره‎ی مسائل عراق، افغانستان و حتی مسئله‎ی هسته‎ای، نشست‎های دوجانبه و چند جانبه داشته‎اند، اما نشست این بار در مقایسه با سه دهه‎ی گذشته بی‎سابقه بوده است. حتی احمدی‎نژاد پیشنهاد کرده است که مذاکرات ایران و گروه 1+5 تا سطح سران نیز ارتقا یابد. بدیهی است که در این بین، رژیم بلعکس ادعاهایش، مقداری تنازل کرده است، اما موضعگیری کشورهای 1+5 نیز ضعیف و از موضع قدرت نبوده و تا به حال نیز به اجماع نظر در خصوص ایران دست نیافته‎اند. این در حالی است که ایران چند روز قبل از شروع مذاکرات مجبور به اعتراف درباره‎ی ساخت کارخانه‎ی جدید غنی‎سازی اورانیوم در نزدیکی شهر قم گردید و به موازات آن در سطح داخلی نیز با بزرگترین بحران تاریخ خویش در ستیز است.
بعد بسیار منفی قضیه در این است که دولت اوباما با وجود آنهمه امتیازدهی و برداشتن گامهای ایجابی جهت نزدیکی و توافق با جمهوری اسلامی، تاکنون حاضر نشده است با اپوزیسیون مردمی و دمکراسیخواه جمهوری اسلامی پل ارتباطی ایجاد کند و در کنار اهتمام به رژیم، طرف اصلی قضیه، یعنی مردم و جنبش آنها را مدنظر و مورد مشورت قرار دهد. که این اقدام نیز به نحوی از انحا منزوی ساختن خواست و اراده‎ی ملتهای ایران است که در حقیقت نیز متضاد با گفتمان و اهداف مسالمت‎جویانه‎ی اوباما محسوب می‎گردد همچنین قابل توجه است که هر گونه توافق و دوستی با رژیم اسلامی به معنی تحقیر، رودررویی و به حساب نیاوردن مردم ایران خواهد بود، زیرا تلاشهای دولت اوباما و نشست‎های مرتبط با یافتن راه‎حل مسئله‎ی اتمی، تنها وقت‎کشی خواهد بود و در این بین نیز تنها جمهوری اسلامی نهایت بهره را خواهد برد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Fri 1 Jan 2010ساعت   توسط په ژار  | 

مافیا و حرکت اختاپوسی پاسداران در عرصه‎ی قدرت و اقتصاد

در ایران به عنوان نمونه‎ی کشوری خودکامه، حضور و نقش سپاه پاسداران در عرصه‎ی سیاست و اقتصاد، منفورترین توتالیتاریسم معاصر را شکل داده است. سپاه پاسداران که از همان بدو تأسیس برای سرکوب مردم تشکیل گردید، نزدیک به دو دهه می‎باشد که در امور اقتصادی کشور نیز وارد شده و هم‎اکنون به همراه شرکت نفت و آستان قدس رضوی، بیشترین ثروت کشور و وسیعترین قلمرو فعالیتهای اقتصادی را تحت سیطره‎ی خویش دارد. بنابر اطلاعات موثق و موجود سپاه بیش از 500 شرکت را راه‎اندازی نموده است که شعبه‎هایی از آن در خاورمیانه، اروپا، آسیای شرقی، آفریقا و آمریکای لاتین مشغول فعالیت هستند. این مسئله حاکی از واقعیتی است که سپاه پاسداران همزمان که موفق شده است در داخل ایران با به انحصار درآوردن و به خدمت گرفتن سرمایه‎های طبیعی و انسانی کشور، همچنین تسلط بر قوای اجرایی، قانونگذاری، قضائیه و حمایت بی‎دریغ رهبری رژیم و تشکیل حکومت در سایه، اطلاعات موازی و نمود یافتن شمایلی از این حکومت نهانی و حزب پادگانی در قالب دولت نهم و دهم رژیم و تور تروریستی سپاه قدس در سطح منطقه‎ای و جهانی، همزمان نیز توانسته است از طریق شبکه‎ی گسترده‎ی اقتصادی شاهرگهای اقتصاد کشور و روابط و مبادلات بازرگانی را در سطحی وسیع مونوپول و کنترل نماید. بدین علت می‎بینیم، "هنری پالسون"، دبیر خزانه‎داری آمریکا در حالی که تحریم‎های اقتصادی علیه سپاه را اعلام کرد گفت: "اگر در کار تجارت با ایران هستید، حتماً به نوعی با سپاه نیز مبادله دارید".
حقیقتی که نمایانگر نهایت فاجعه، بحران و جنایت در یک کشور است، کشوری که یک قدرت نظامی با پنهان کردن چهره خویش در پشت به اصطلاح حکومت و مؤسسات قانونی، سیاست، فرهنگ و اقتصاد کشور را در کلیت خویش نظارت، مصادره و مدیریت می‎نماید. روندی که امکان شکل‎گیری طبقه متوسط واقعی، حوزه عمومی قوی و زنده، بسترسازی بنیان‎های جامعه مدنی و نقش و میدان مانور بخش خصوصی را به طور کامل منزوی و عقیم می‎کند. بدین دلیل شاهدیم که رژیم با استناد به اصل 44 قانون اساسی و تحت عنوان سپردن امورات اقتصادی و صنعتی و زیربنایی به بخش خصوصی، سرمایه‎های کشور را در اختیار سپاه پاسداران قرار داده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Fri 1 Jan 2010ساعت   توسط په ژار  | 

عباس جلیلیان

 عباس جلیلیان، نویسنده و پژوهشگر اسلام آباد غربی برای گذراندن حکم 15 ماه حبس خود راهی زندان دیزل آباد کرمانشاه شد.

حکم 15 ماه حبس تعزیری برای عباس جلیلیان در فروردین ماه امسال از سوی دادگاه انقلاب کرمانشاه صادر شد. این حکم  در دادگاه تجدید نظر استان نیز مورد تایید قرار گرفت.

اتهام این نویسنده و پژوهشگر کُردزبان ایران، "شناسایی و جذب جاسوس و معرفی آن به كشور بیگانه" عنوان شده است. اما عباس جلیلیان در تمامی مراحل بازجویی  اتهام نسبت داده شده به خود را قویاً رد كرده و خواهان ارائه‌ی اسناد و مداركی در اثبات این اتهام ساختگی شده بود.

دادگاه بدوی این فعال ادبی و فرهنگی بدون حضور وکیل برگزار شد. رأی دادگاه تجدیدنظر نیز مبنی بر تایید حکم بدوی در همان آغاز جلسه‌ی دادگاه به عباس جلیلیان  اعلام گشت.

عباس جلیلیان متخلص به "ئاكو" از چهره‌های ادبی سرشناس كُردستان و مؤلف آثاری چون فرهنگ باشوور، رمان رنگامه، مجموعه‌ی زرینه و سیمینه است. وی دی ماه سال گذشته در شهر اسلام آباد استان كرمانشاه توسط مأموران اداره اطلاعات بازداشت و پس از دو ماه به قید وثیقه‌ی 100 میلیون تومانی آزاد شد.


+ نوشته شده در  Fri 1 Jan 2010ساعت   توسط په ژار  | 

كوردو تورك: له‌ نێوان دوژمنایه‌تی‌ و چاره‌نووسی‌ هاوبه‌شدا

 

یه‌كێك له‌ تایبه‌تمه‌ندییه‌كان یان كێشه‌كانی‌ به‌رده‌م هێندێك له‌ شاره‌كانی‌ رۆژهه‌ڵاتی‌ وڵات چه‌ند ئتنیكی‌بوون ئه‌و شارانه‌یه‌. باژێرو شارستانگه‌لێك كه‌ له‌ بواری‌ هه‌ڵكه‌وته‌ی‌ جوغرافیایی‌، سیاسی‌ و ئابوورییه‌وه‌ له‌ ریزی‌ شاره‌ ستراتیژیكه‌كانی‌ كوردستانن. ئه‌م فره‌ چه‌شنی‌یه‌ كه‌ شاره‌كانی‌: ورمێ‌، قوروه‌، نه‌غه‌ده‌، سونقور، تیكاب، بیجاڕ، خۆی‌، سه‌ڵماس، ماكۆو...له‌به‌ر ده‌گرێ‌، دانیشتووانه‌كه‌ی‌ له‌ هه‌ر دوو گه‌لی‌ كوردو تورك پێكهاتوون و توانیویانه‌ به‌ درێژایی‌ مێژووی‌ كورتی‌ هاوژیانییان، نه‌ك ته‌نیا جیرانگه‌لێكی‌ باش بۆ یه‌كتر، به‌ڵكوو له‌ رێگه‌ی‌ ژن و ژنخوازه‌وه‌ پێوه‌ندیی‌ به‌ربڵاوی‌ خزمایه‌تیش پێكه‌وه‌ دروست بكه‌ن. هه‌ڵبه‌ت ئه‌مه‌ به‌ واتای‌ حاشاكردن له‌و رووداوه‌ تاڵ و دڵته‌زێنانه‌ش ( وه‌كوو: توندوتیژی‌ و كوشت و بڕه‌كانی‌ شاره‌كانی‌ قوروه‌و نه‌غه‌ده‌ له‌ سه‌ره‌تای‌ شۆڕشی‌ 57ی‌ هه‌تاویی‌ گه‌لانی‌ ئێران ) نییه‌. به‌ڵام ئه‌وجۆره‌ وێكه‌وتن و كاره‌ساتانه‌ له‌ قۆناغه‌ هه‌ستیاره‌كانی‌ مێژوویی‌داو له‌ ژێر كاریگه‌ری‌ راسته‌وخۆی‌ مۆره‌ گوێ‌ له‌ مسته‌كانی‌ ناوه‌ندی‌ ده‌سه‌ڵات له‌ تارانه‌وه‌ بووه‌. له‌ لایه‌كی‌ دیكه‌وه‌، حكوومه‌ته‌كانی‌ ده‌سه‌ڵاتدار به‌ سه‌ر ئێران، هه‌میشه‌ هه‌وڵی‌ قۆستنه‌وه‌ی‌ هه‌ستیاری‌ و گرژییه‌ ئتنیكییه‌كانیان به‌ شێوه‌یه‌كی‌ كونتڕۆڵكراو داوه‌ تا له‌و رێگه‌وه‌ وێڕای‌ پێشگرتن له‌ یه‌كیه‌تی‌ و هاوخه‌باتی‌ نه‌ته‌وه‌كان به‌ به‌رۆژه‌ڤكردنی‌ دوژمنایه‌تی‌ و مه‌ترسیی‌ بێ‌ بنه‌مایان له‌ یه‌كترین، شێوه‌یه‌ك له‌ ململانیی‌ نائاسایی‌ و ده‌مارگرژانه‌ له‌ نێوانیاندا دروست بكه‌ن. ئه‌مه‌ش بێ‌ گومان هه‌م گه‌ره‌نتی‌ مانه‌وه‌ی‌ خۆیان ده‌كاو هه‌میش به‌ شێوه‌ی‌ ناڕاسته‌وخۆ كونترۆڵكردنی‌ لایه‌نه‌ جۆراجۆره‌كانیان بۆ ده‌سته‌به‌ر ده‌كات. وه‌ له‌ هه‌مووی‌ گرینگتر ئه‌و جۆره‌ی‌ كه‌ به‌ڵگه‌ و ئه‌زموونوكانی‌ ئه‌م چه‌ند ساڵه‌ی‌ دوایی‌یه‌ ده‌ریخستووه‌، خه‌ریكه‌ له‌و جۆره‌ شارانه‌دا له‌ رێگه‌ی‌ خودی‌ ئتنیكه‌كانه‌وه‌، به‌ربه‌ست له‌ هه‌مبه‌ر گه‌شه‌كردن و بووژاندنه‌وه‌ی‌ فه‌رهه‌نگی‌ نه‌ته‌وه‌ بنده‌سته‌كان دروست ده‌كات. بۆ نموونه‌ له‌م رۆژانه‌دا به‌ پێی‌ په‌سه‌ندكراوی‌ شوورای‌ شاری‌ تیكاب، بڕیار دراوه‌ كه‌ په‌یكه‌ری‌ مامۆستا " مه‌وله‌ویی‌ كورد " له‌و شاره‌دا دابنرێت كه‌ به‌ داخه‌وه‌ ئه‌م بڕیاره‌ له‌گه‌ڵ دژه‌كرده‌وه‌و ناڕه‌زایه‌تی‌ ده‌ربڕینی‌ كۆمه‌ڵێك له‌ به‌ناو دڵسۆزانی‌ ئازه‌ری‌ له‌و شاره‌و ده‌وروبه‌ریدا رووبه‌ڕوو بۆته‌وه‌. پێشتر له‌مه‌ش له‌ ساڵی‌ 1382ی‌ هه‌تاوی‌ به‌ هۆی‌ هه‌ڕه‌شه‌ی‌ تاقمێك له‌ توركه‌كانی‌ شاری‌ قوروه‌، پێش له‌ دانانی‌ په‌یكه‌ره‌ی‌ " جووتیاری‌ كورد " كه‌ به‌ پێی‌ بڕیاری‌ شوورای‌ شارو له‌ لایه‌ن مامۆستا " هادی‌ زیائۆدینی‌" یه‌وه‌ دروستكرابوو و بڕیار بوو له‌ پاركی‌ " رزوان "دا دابنرێ‌، گیرا. هه‌روه‌ها له‌ ساڵی‌ 1383ی‌ هه‌تاویدا به‌ هۆی‌ هه‌ڕه‌شه‌و ناڕه‌زایه‌تی‌ ده‌ربڕینی‌ كۆمه‌ڵه‌ كه‌سێكی‌ به‌ ناو پارێزه‌ری‌ شوناسی‌ توركی – مه‌زهه‌بیی‌ قوروه‌، كونگره‌ی‌ " مه‌وله‌ویی‌ كورد " كه‌ له‌ لایه‌ن NGOكانی‌ " عه‌مارو یاسر " ئاماده‌كاریی‌ بۆ كرابوو، هه‌ڵوه‌شێنرایه‌وه‌. هه‌ر له‌م راستایه‌دا، ناوی‌ مه‌یدانی‌ " كوردستان " بۆ " شه‌هیدان " و ناوی‌ مه‌یدانی‌ " ئیمام شافیعی‌ " بۆ " ئیمام حسێن " به‌ زۆره‌ملی‌ و هه‌ڕه‌شه‌و گوشار بۆ سه‌ر ئه‌ندامانی‌ ئه‌نجومه‌نی‌ شاره‌وانی‌ گۆڕدرا.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Mon 3 Aug 2009ساعت   توسط په ژار  | 

 


رژیم اسلامی توسعه‌ی فرهنگی یا تلاش جهت ژنوساید سفید


یکم خردادماه (21مه)، روز جهانی توسعه‌ی فرهنگی می‌باشد. سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی ملل متحد (یونسکو)، به دنبال تشکیل کنفرانس جهانی فرهنگ و توسعه در مکزیکوسیتی در سال 1982، دهه‌ی پایانی سده‌ی 20 میلادی (1988 تا 1997) را به عنوان "دهه‌ جهانی توسعه فرهنگی" و 21 ماه مه را روز جهانی توسعه‌ی فرهنگی اعلام نمود. طبق تعریف این کنفرانس، فرهنگ "مجموع کامل مشخصه‌های ممیزه روحی، مادی، فکری و عاطفی است که یک جامعه یا گروه اجتماعی را مشخص می‌کند. نه تنها شامل هنرها بلکه شامل اشکال زندگی، حقوق اساسی انسانی، نظام‌های ارزش، سنتها و اعتقادها نیز می‌شود".
ما کردها در حالی این روز جهانی را پشت سر می‌گذاریم که در سه بخش دیگر کردستان، بخصوص کردستان ایران، تهدید و تحدید آزادی‌های فردی و گروهی از یکسو و گسترش خشونت و ایجاد تنش و بی‌ثباتی در جامعه از سوی دیگر، توسعه‌ی فرهنگ کردی را به تمامی عقب انداخته و ضربه‌ای کشنده را بر بنیان‌های استقلال ملی، که همان فرهنگ ملی می‌باشد و هویتی متفاوت‌تر از "دیگری" را برایت مشخص می‌کند، وارد آورده است. زیرا بدون توسعه فرهنگی، حرکت و پیشرفت یک جامعه و ملت در بلندمدت، تضمین نخواهد شد و از هم پاشیدگی همبستگی ملی را به دنبال خواهد داشت و تنها فرهنگ مشترک است که وابستگی و انسجام و استحکام ملی را ایجاد می‌نماید. همچنانکه "ریموند شاسله" می‌گوید: "تاکید بر هویت فرهنگی (ملی)، شرط لازم حاکمیت و استقلال و شکوفایی توانایی‌های فردی و توسعه هماهنگ جوامع است. اقدامی است رهایی‌بخش، اسلحه‌ایست برای مبارزه در جهت نیل به استقلال واقعی".
همچنانکه فرهنگ عنصر ضروری اجتماع است و در ارتباطی کلی با توسعه، نیروی داخلی جامعه محسوب می‌شود، احتیاج به برخی عوامل و زمینه‌های خاص خویش دارد که عبارتند از: Aـ گسترش سواد و ایجاد آموزش همگانی، Bـ اشاعه روح علمی در جامعه، Cـ تحقیقات و پژوهش، Dـ گسترش نظام‌های اطلاعاتی و ارتباطی، Eـ تحول در ارزشها، Fـ افزایش مشارکت. اما تاریخ دولت‌های حاکم بر کردستان، قانون اساسی و سیاست‌های آموزشی‌اشان، نه به شیوه‌ای نهانی و سرپوشیده، بلکه به آشکار، توسعه‌ی فرهنگ خویش را وابسته به آسیمیلاسیون و تصفیه فرهنگ‌های متفاوت در چهارچوب سرزمین‌های ساختگی‌اشان دانسته و با بهره‌گیری از تمامی امکانات و ابزارهای مدرن، سعی در جایگزین کردن ضدارزش‌ها به جای ارزش ملت‌های هم میهن و سلطه‌ی فرهنگ حاکم دارند. سیاست همسانسازی فرهنگ و هویت ساکنان ایران تحت لوای شعار "کشور پاک، زبان پاک، ملت پاک" در عصر پادشاهی رضاخان پهلوی، به بخش مهمی از پروسه‌ی ایجاد دولت ـ ملت آن رژیم تبدیل گشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Mon 3 Aug 2009ساعت   توسط په ژار  | 

مژده به عزیزان کرد زبان در جنوب کردستان!


avatar
 

بینندگان، شنوندگان و دوستداران عزیز برنامه های کردی جنوبی تلویزیون نوروز تی وی
امروز با تلاش گروهی از سربازان گم نام کرد جنوب کردستان و با همت مسئولین نوروز تی وی برای اولین بار می توانیم خبر های جهان را به زبان مادری کردی جنوبی به اطلاع بینندگان و شنوندگان عزیز در کرمانشاه ، ایلام، لرستان، خانقین، مندلی و همچنین کردهای فیلی در عراق و جنوب کردستان برسانیم.
زمان پخش خبر:
برنامه خبر هفته از روز شنبه تاریخ 18.04.2009 ساعت 15:05 دقیقه به وقت اروپای میانی و 16:35 دقیقه به وقت کرمانشاه شروع به کار می نماید.
برنامه "خبر هفته " یک برنامه خبری بوده که هر شنبه از تلویزیون نوروز تی وی به شکل ضبط شده به اطلاع شما عزیزان خواهد رسید. مسئول بخش خبر کردی جنوبی: سعید احمدی سردبیر بخش خبر: حشمت خسروی گروه ترجمه و ویراستاری: سعید احمدی، حشمت خسروی و ب.خ گویندگان: گلاله صفری،ناهید احمدی، تارا نوری، سعید احمدی وسلیم صفری.
مسئول نوشتن سر تیتر خبر به الفبای لاتینی: آسو صالح
دوستداران و علاقمندان به زبان مادری می توانند از طریق ایمیل و تلفن با ما تماس بگیرند.
هر کدام از شما نماینده ای از کردهای جنوبی در شهرهای جنوبی کردستان هستید.
خبر هفته میکروفونی برای آشکار کردن ظلم و بی عدالتی در حق ملت کرد بخصوص کردهای جنوب می باشد.
هدف ما از پخش اخبار به زبان کردی جنوبی از طرفی پار استن و غنی کردن این زبان و از طرف دیگر رساندن مهمترین اخبار ایران، کردستان و جهان به اطلاع شما عزیزان است.
از شما عزیزان انتظار می رود که:
1.نظرات و پیشنهادات خود را در مورد کیفیت اخبار با ما در میان بگذارید.
2. وقوع حوادث و اتفاقات را در هر جا که هستید به عنوان خبر خام برای ما ارسال نمائید تا ما در برنامه خبر کردی جنوبی آن را تنظیم و آماده پخش نمایم.
3. اخبار ارسالی باید دقیق و دارای صحت بوده تا ما بتوانیم آنها تنظیم و پخش نمایم.
شما عزیزان می توانید از طریق ایمیل و تلفن های زیر با ما تماس بگیرید.
ایمیل خبر هفته:
Rojkar1@yahoo.com
Khosrawi4@hotmail.com
تلفن تماس:
004684427198
004684427199
موبایل:
0046739265685
فراموش نکنید که از تاریخ18.04.2009 با ما باشید با برنامه خبر هفته به زبان مادری خودتان.
با سپاس فراوان
تهیه کنند گان برنامه خبر کردی جنوبی در نوروز تی وی
15.04.2009

+ نوشته شده در  Sat 2 May 2009ساعت   توسط په ژار  | 

بیانه‌ی PJAK، به مناسبت بیست و یکمین سالروز فاجعه ی حلبچه...



کردیناسیون حزب حیات آزاد کردستان، PJAK، به مناسبت بیست و یکمین سالروز فاجعه ی حلبچه، بیانیه را تحت عنوان "با اتحاد می توان مانع از تکرار حلبجه شد"، منتشر کرد.

در ابتدای این بیانیه ضمن تسلیت بیست و یکمین سالگرد قتل عام حلبچه به تمامی خلق میهن دوست کردستان و به خصوص مردم قهرمان حلبچه آمده است: ذهنیت فاشیست و قتل عامگر را نفرت و انزجار میگوئیم.

پژاک در ادامه ی بیانیه ی خود اینگونه می آورد: بیست و یک سال پیش رژیم بعث با بی رحمی تمام در یک چشم به هم زدن پیج هزار از هموطنمان را در حلبچه با بمباران شیمیائی به قتل رساند و وجدان بشریت در مقابل این فاجعه ساکت ماند. بخصوص در آن زمان که کنفرانس اسلامی نیز در حال انجام بود، با ذهنیتی فاشیستی کوچکترین عکس العملی نشان نداد. با گذشت زمانی دراز از این واقعه نیز تاثیرات آن بر منطقه و ملت حلبجه ماند و حکومت منطقه ای جنوب کردستان نیز هیچ فکری به حال قربانیان این رویداد تلخ تاریخی نکرده و همچنان آسیب دیدگان از این واقعه در مضیقه و تنگنا قرار دارند.

امروزه نیز توطئه های شومی در جریان هستند و همچنین خطر قتل و عام در مقابل کردان وجود دارد و به تمامی از بین نرفته است. سیاست آسمیلاسیون شدید و فشار دولت ترکیه برای به تسلیم وا داشتن خلقمان در شمال کردستان، قتل عام و حوادث قامیشلو در غرب کردستان و اصرار بر بی هویت گذاشتن خلقمان در این پارچه کردستان، اعدام و کشتار روزانه رژیم اسلامی ایران در ابعادی وسیع و فشار و بمباران روزانه منطقه دفاعی میدیا و در این اواخر نیز حمله های پیاپی به قندیل از طرف نیروهای ایران و شهادت محمد علی کودک قهرمان قندیلی نیز در این چارچوب بوده و نشانگر آن است که خطر کشتارهای دسته جمعی همچنان از بین نرفته و در حال ادامه است.

در آن زمان ایالات متحده و اروپا عراق را در جنگ با ایران همکاری می کردند و در مقابل این قتل عام ساکت ماندند. ترکیه نیز از این لحاظ نیز از حکومت عراق پشتیبانی می کرد. امروزه نیز اتفاق ایران، سوریه و ترکیه برای نابودی کردان و حرکت آزادی جای تامل بوده همچنان آمریکا و اروپا ساکت هستند. نباید از یاد برد که در طی این چند سال چند بار خلق ایزدی ما در جنوب کردستان مورد حمله قرار گرفت و همگان در مقابل آن ساکت ماندند.

در پایان بیانیه ی کردیناسیون پژاک آمده است: باید کردان تنها امید چاره یابی و حل مشکلات را در نیروی ذاتی خود ببینند و اتحاد و پروژه کنفدرالیسم دمکراتیک تنها راه حل این مشکلات بوده و پارچه بودن تنها راه را بر قتل عام می گشاید. و باید گفت که اگر امروز هم در کردستان ذهنیت پارچه گرا، محلی و امید خود را به نیروهای خارجی وابسته کرده است بی گمان در راه منفعت کردان نمی باشد و ادامه ذهنیت قتل عام و ژینوساید هستند.

www.pjak.org
+ نوشته شده در  Sat 18 Apr 2009ساعت   توسط په ژار  | 

جسد یک فعال سیاسی دیگر در شهر کامیاران کشف شد

 
رژیم ایران به کشتار مبارزین کرد در شرق کردستان ادامه می دهد. در همین راستا جسد یک فعال سیاسی دیگر در شهر کامیاران کشف شد.

یک جوان 27 ساله به نام آیت مظفری، فرزند هیبت، اهل شهر کامیاران، که پیشتر در صفوف یکی از سازمان های اپوزیسیون کردی قرار داشت، پس از ربودن از سوی نیروهای سپاه پاسداران، جسد وی در یکی از خیابان های کامیاران کشف شد.
+ نوشته شده در  Sat 18 Apr 2009ساعت   توسط په ژار  | 

عباس جليليان، نويسنده و پژوهشگر كُرد به 15 ماه حبس محكوم شد

 صبح روز گذشته با مراجعه‌‌ی عباس جليليان به دادگاه انقلاب شهر كرمانشاه رأی دادگاه مبنی بر 15 ماه حبس تعزيری برای وی به اين نويسنده و پژوهشگر كُرد ابلاغ گرديد.

رأی مزبور از طرف شعبه‌ی سوم دادگاه انقلاب اسلامی كرمانشاه و به اتهام شناسايی و جذب جاسوس و معرفی آن به كشور بيگانه، با استناد به تبصره ماده 510 قانون مجازات اسلامی برای وی صادر شده و ظرف بيست روز از تاريخ ابلاغ قابل تجديد نظر خواهی می‌‌باشد.


عباس جليليان در تمامی مراحل بازجويی و در جلسه‌ی دادگاه اتهام نسبت داده شده به خود را قوياً رد كرده و خواهان ارائه‌ی اسناد و مداركی در اثبات اين اتهام ساختگی شده است، اما دادگاه بدون ‌توجه به خواست نام‌برده و نيز با رد درخواست وی مبنی بر تعويق جلسه‌ی دادگاه تا تعيين وكيل اقدام به صدور اين حكم نمود.


گفتنی‌ست عباس جليليان متخلص به "ئاكو" از چهره‌های ادبی سرشناس كُرد و مؤلف آثاری چون فرهنگ باشوور،مجموعه داستان کوتاه رنگامه، مجموعه‌ی ( چهارجلدی ) زرينه و سيمينه می‌باشد كه در تاريخ 26 دی ماه 87 در منزل شخصی خود در شهر اسلام آباد استان كرمانشاه توسط مأموران اداره اطلاعات بازداشت شد. وی پس از آن‌كه بيش از دو ماه را در بازداشتگاه اداره اطلاعات كرمانشاه و بند قرنطينه‌ی زندان ديزل آباد اين شهر گذراند به قيد وثيقه‌ی 100 ميليون تومانی آزاد گرديد و به فاصله‌‌ی كمی پس از آزادی در تاريخ 17 فروردين ماه سال جاری بدون آن‌كه فرصت و امكان تعيين وكيل را داشته باشد در شعبه‌ی سوم دادگاه انقلاب اسلامی كرمانشاه مورد محاكمه قرار گرفت.


+ نوشته شده در  Sun 12 Apr 2009ساعت   توسط په ژار  | 

آزار و اذیت کودکان در کامیاران

کامیاران:پنج نوجوان به نام های سامان ،میلاد ،کاروان ،زانیار و فرشاد همگی مرادی اهل کامیاران توسط نیروهای امنیتی با اتهام شعار نویسی بازداشت شدند.
خبرگزاری دیدبان حقوق بشر کردستان: حدود 20روز پیش این 5 نوجوان کرد اهل روستای خامسان از توابع کامیاران که سن آنها 13 تا 14 سال میباشد و در مقطع راهنمایی تحصیل میکنند با همکاری چند نفر از اهالی روستا که عضو بسیج میباشند توسط نیرو های امنیتی بازداشت و به اداره اطلاعات این شهرستان انتقال یافتند .آنها پس از چند روز با وثیقه های 10،15و 20 میلیون تومانی آزاد شدند.
این چند نوجوان پس ازآزادی توسط نیروهای بسیجی روستا تهدید به ضرب و شتم و وادار به خبر چینی و شعار نویسی علیه احزاب کرد و فحاشی به آنها میشوند،به نحوی که این چند نوجوان دچار افت شدید تحصیلی و هچنین مشکلات روحی و روانی شده اند.
لازم به ذکر است این چند نوجوان با هجوم به مدرسه و ایجاد رعب و وحشت توسط نیرو های امنیتی باز داشت شده اند.
+ نوشته شده در  Sun 12 Apr 2009ساعت   توسط په ژار  | 

جوانان گیلانغرب: عباس جلیلیان را آزاد کنید

    KOK

+ نوشته شده در  Mon 9 Mar 2009ساعت   توسط په ژار  | 

مقاله

             

                  جنوب، شرق کردستان ، اقلیمی همیشه کردستانی

مناطق جنوبی شرق کردستان  براساس ساختار جمعیتی، جغرافیایی، لهجه‎ای، معادن زیرزمینی، یک اقلیم بسیار مهم و سوق‎الجیشی کردستان است. از سوی دیگر منطقه‎ی جنوب، استان‎های کرمانشاه، ایلام، لرستان، مناطق کردنشین همدان و حتی بخشهایی از شهرستانهای قروه و بیجار را نیز دربر می‎گیرد. همچنین از نظر جمعیتی، حداقل 60% کردهای شرق کردستان در آنجا ساکن هستند که لهجه (کلهری، لری، لکی)، آیین (یارسان) و مذهب (شیعه) خاص خویش را دارا هستند. این خصوصیات و تفاوتهای ظاهری و غیربنیادی از سال 1514 میلادی (جنگ چالدران) تاکنون باعث شده است که دشمنان کرد به عنوان ابزاری از این تنوع و گوناگونی‎های طبیعی جهت مقابله با پروسه‎ی شکل‎گیری هویت ملی کرد و همبستگی مبارزاتی و هم‎آوایی ملت کرد در کردستان ایران سوءاستفاده کرده و آن را همچون اساس و بن‎مایه‎های ناسازگاری و از خود بیگانگی مجموعه فاکتورهای ساختاری و انداموارگی ملتی تحت ستم به کار گیرند.
در موازات این عمل، تلاش جهت ژنوساید سپید و آسیمیلاسیون فرهنگی در این اقلیم تحت تأثیر عامل مذهبی و همسایگی با مناطق غیرکردستانی و همچنین اهمال و بی‎مسئولیتی نخبه‎ی کرد در سراسر کردستان نسبت به این منطقه، سالهای مدیدی سیر صعودی پیمود. جمهوری اسلامی به‎غیر از اقدامات آشکار (مثل: تغییر نام کرماشان به باختران به مدت بیش از یک دهه، تحقیر و آسمیله کردن از طریق شبکه محلی زاگرس)، در این مناطق سیاست سرکوبگرانه‎ی متفاوتتری را در مقایسه با سایر مناطق کردنشین اعمال کرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Wed 25 Feb 2009ساعت   توسط په ژار  | 

ادامه اعتراضات به دستگیری ئاکو


                                           ئیمزا جه م کردن
 
 
12345 

ئیمزا جه م کردن ئه را عه بباس جه لیلیا ن و زانکوی تکنولوژی ئیسفه هان

+ نوشته شده در  Tue 24 Feb 2009ساعت   توسط په ژار  | 

اعتراض به دفن تابوت در دانشگاه

 

                                 

با اعلام نهایی جمع آوری بیش از ۳۰۰۰ امضا در مخالفت با دفن شهید در دانشگاه امیرکبیر، دانشجویان روز دوم تحصن در دانشگاه را برگزار کردند. در این تجمع که با حضور دانشجویان مخالف برگزار شد بیش از ۶۰۰ دانشجو شرکت کردند.

 تجمع امروز دانشجویان پلی تکنیک در ادامه تجمع اعتراضی روزهای گذشته در اعتراض به دفن تابوت های گمنام و ادامه بازداشت ۴ دانشجوی این دانشگاه از ساعت ۱۱:۳۰ با خواندن شعر “یار دبستانی من” آغاز شد و سپس دانشجویان با سر دادن شعار دانشجوی آزاده حمایت حمایت شروع به حرکت در صحن دانشگاه کردند.

 دانشجویان پلاکارد هایی را حمل می کردند که روی آنها نوشته شده بود: “یادمان آری، قبرنه!”، “شهادت را دفن می کنند”، “ما مخالف بودیم و هستیم”، “برای ورود شهیدان دانشجویان را ممنوع الورود می کنند”، “۴ دانشجو بازداشت ۸ دانشجو ممنوع الورود شهیدان آمدند”، “اوین شده دانشگاه، دانشگاه شده قبرستان”

 به گزارش خبرنامه امیرکبیر، دانشجویان در ساعت ۱۲:۳۰ با سر دادن شعارهایی از قبیل “دیکتاتور زمانه شهید شده بهانه”، “بسیجی بی عرضه قرآن کردی به نیزه”، “دانشجوی زندانی آزاد باید گردد”، “دانشجو میمیرد ذلت نمی پذیرد”، “حراست خجالت خجالت”، به سمت درب اصلی دانشگاه حرکت کردند تا اعتراض خود را به فضای پادگانی دانشگاه و بازداشت دانشجویان و سیاست های دانشگاه در ممنوع الورود کردن دانشجویان و فضای امنیتی حاکم در برابر دربهای دانشگاه اعلام دارند. دانشجویان در ادامه با بازگشت به صحن دانشگاه و سر دادن شعارهای “دانشجوی سهمیه همینه همینه”، “توپ، تانک، بسیجی دیگر اثر ندارد” به بسیجیانی که به سو استفاده از نام شهدا می پردازند اعتراض کردند.

 دانشجویان که در چند روز گذشته با ایجاد فضای مباحثه در دانشگاه مخالفت دانشجویان را به گوش مسئولین رسانده بودند طی روزهای اخیر با برخوردهای شدید دانشگاه مواجه گشتند تا جایی که نزدیک به ۲۰ نفر از دانشجویان به دانشگاه ممنوع الورود شدند.

 لازم به یادآوری است روز گذشته نیز تحصنی به دعوت انجمن اسلامی برگزار شد که با حضور بیش از ۴۰۰ دانشجوی پلی تکنیک انجام شد و در آن اعلام شد که در روزهای آتی نیز این تحصن ها ادامه دارد و امروز نیز این تحصن به تجمع دانشجویان ختم شد.

 در پایان، یاسر ترکمن یکی از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان با صحبت در میان جمع به بیان این مسئله پرداخت که با توجه به مخالفت اکثریت دانشجویان با دفن تابوت های گمنام در دانشگاه و جمع شدن بیش از ۳۰۰۰ امضا در طی چند روز و اشاره به ممنوع الورودی و بازداشت دانشجویان، به ذکر مواردی از سو استفاده بسیجیان از قهرمانان جنگی پرداخت و ضمن تشکر از دانشجویان شرکت کننده از آنان خواست تا با خواندن شعر یار دبستانی به تحصن خاتمه دهند.

 

p۴e-۱.jpg

p۴e-۲.jpg

p۴e-۳.jpg

p۴e-۴.jpg

p۴e-۵.jpg

p۴e-۶.jpg

p۴e-۹.jpg

p۴e-۱۰.jpg

+ نوشته شده در  Sun 22 Feb 2009ساعت   توسط په ژار  | 

غزه اینجاست آقای اردوغان !

               

                مجازات مرگ برای شیرخواری در ترکیه به جرم داشتن نام کردی

در ترکیه مدعی دموکراسی و خواهان ورود به اتحادیه اروپا از ارائه خدمات پزشکی به شیرخواری کرد جلوگیری کردند چون والدینش اسم او را کردی انتخاب کرده بودند. اگر این اتفاق و مرگ این کودک بی گناه در غزه رخ داده بود لابد آقایان اردوغان و احمدی نژاد اجلاس داووس را بهم میریختند و اسرائیلیها را آدم کش حرفه ای می نامیدند. جنایت اشغالگران کردستان بازتاب رسانه ای ندارد چون اصولا پیشمرگان کرد خود را در اتوبوس کودکان منفجر نمی کنند . غیر نظامیان را محترم می شمارند. در شهرها از مردم سپر انسانی نمی سازند. چون برای حفظ جان ملت مردانه در کوهستانها جان می سپارند. چون ما شیمیایی می شویم . ۱۸۲ هزار نفر ما را در ژینوساید لعنتی انفال زنده به گور می کنند. چون به حقوق اقلیتها ایمان داریم. چون مردانه می جنگیم. همینک کوهستان سرافراز قندیل هر روز مورد بمباران و توپ باران مدعیان اسلام و دمکراسی راستین ! قرار می گیرد و در شهرهای کردستان کودکان مظلوم اینگونه قربانی می شوند اما اسلامگراها و مدعیان دمکراسی و حقوق بشر خاموشند .
NEVER MIND TRT JASH, THIS IS STILL THE REALITY FOR THE KURDS IN TURKEY
مدعیان کجائید........غزه همین جاست.........بیایید
جور دیگر باید دید
+ نوشته شده در  Sat 21 Feb 2009ساعت   توسط په ژار  | 

یکصد امضاء از طرف فرزاد كمانگر تقديم به كمپين تغيير برای برابری

نامه‌ای ديگر از فرزاد كمانگر می‌رسد.1 گويی هر از گاهی با نگاشتن اين نامه‌ها از كنج زندان می‌خواهد به يادمان بياورد اسارت خويش و مسئوليت ما را. كه او در بند است و چنان خروشان و ما آزاديم و چنين خموش.

نامه اين‌بار روايت‌گر عشقی‌ست كهنه اما زنده كه يادش طی تمامی اين سی ماه که از زندانی شدنش می‌گذرد التيام بخش روزها و شب‌های غمناك از تنهايی و دردناك از شكنجه‌ی فرزاد بوده در بندی خانه‌‌های گوهردشت و اوين و سنندج و كرمانشاه.

فرزاد نامه‌اش را با ياد هم‌بازی دوران كودكی‌اش كه بعدها در قامت معشوق رخ می‌نمايد آغاز می‌‌كند. شب هنگام در گرمای تابستان همراه با او در كوچه‌ پس كوچه‌های شهر پرسه می‌زند و به اميد اولين سپيده مشترك با هم بودن‌شان روزی هزار بار با خود تكرار می‌كند "دوشيزه دوشين، بانو شدنت مبارك"2

و در پايان به پاس تحمل هزاران سال رنج و نابرابری‌های زن بودن. به پاس هزاران خاطره و رویای ناتمام. با یک امضاء به کمپین برابری خواهی زنان می‌پيوندد. یک امضاء به پاس زن بودن و زن ماندن او و ديگر زنان سرزمينش.

ديوارهای بلند و قطور زندان نيز نتوانست مانع از گسترش گفتمان برابری خواهی زنان شود. آوازه‌ی كارزار تغییر برای برابری از بند زنان اوين گذشت و به بند مردان گوهردشت هم رسيد. تا آن‌جا كه در دل فرزاد محكوم به اعدام نيز اميد آفريد و دلش را هوايی كرد.

آری "نازنين؛ هم‌بازی تو این روزها، دلش بدجوری هوایی شده". اين‌جا كه می‌رسم گير می‌كنم. می‌خواهم رد شوم اما نمی‌توانم. چند بار تكرارش می‌كنم. "نازنين؛ هم‌بازی تو این روزها، دلش بدجوری هوایی شده". با بغض می‌گذرم تا با خواندن ادامه‌ی متن در كوچه‌های خلوت خاطرات فرزاد عشق بازی‌های پنهانی و كودكانه‌شان پيش از آن‌كه قانون نانوشته‌ی طبيعت بخواهد بر هم نامحرم‌شان كند را در اولین نگاه و آخرین اشک به نظاره بنشينم.3

 

حس اين‌كه كاك فرزاد هم‌راهم است از اين پس در کمپین یک میلیون امضاء و شانه به شانه‌اش می‌دهم در اين كارزار بر شور و انرژی‌ام می‌افزايد. مدت‌ها بود با هدف جمع آوری امضاء از خانه بيرون نزده بودم. به همان تك و توك امضاء گرفتن‌ها در تاكسی و اتوبوس بدعادت شده بودم. چند باری قرار شد با تعدادی از دوستان كمپينی برای جمع آوری امضاء به صورت گروهی اقدام كنيم اما جور نشد. بار ديگر به چند نفر از دوستان پيشنهاد می‌دهم. تنها سه نفر قبول می‌كنند كه در برنامه‌ی جمع آوری امضاء به صورت گروهی در يك مكان عمومی شركت كنند. شب قبل هم آن نفر ديگر پشيمان می‌شود. می‌مانيم من و بهاره. دل‌سرد می‌شوم. جمع آوری امضای گروهی ‌با دو نفر! اما اين‌بار بهاره است كه اميد می‌دهد و با قاطعيت می‌گويد: می‌رويم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Thu 19 Feb 2009ساعت   توسط په ژار  | 

آمريكا با يك صلوات نابود مي شود؟

 

در اين گرماي تابستان و اتوبوس هايي با كولرهاي خاموش و پنجره هاي بدون دريچه هوا،صداي

يك پيرمرد ،گرما را از ياد انسان مي برد:((براي نابودي اسرائيل ،صلوات بفرستيد،دومي را براي

 نابودي آمريكا بلندتر بفرست.))آيا واقعا آمريكا با يك صلوات نابود مي شود؟دوسه نفر با او هم آهنگ

 مي شوند و صلوات مي فرستند ،اما جوان ها به دور هم پچ پچ مي كردند و مي خنديدند.

گويي پيرمرد را ديوانه فرض كردند.وقتي به ميان پسر هاي جوان و حرف هايشان رفتم ،يكي از آنها 

 مي گفت: ((اين مرد فكر مي كند با يك صلوات مي تواند آمريكا و يا اسرائيل را از بين ببرد .))يكي

 ديگر به حرف مي آيد و مي گويد: (( آخر پيرمرد آمريكا از بين برود چه دخلي به خرج تو دارد؟

،مملكت خودت را بچسب تا نابود نشود.)) يكي ديگر از دوستانشان باخنده و با صداي بلند

 مي گويد: ((براي از بين نرفتن ايران صلوات بفرستيد.)) اما اين بار مردمي كه خط ميان ابروهايشان

 مثل چاله هاي لوله گاز ،ابروهايشان را به هم متصل كرده است،به جاي صلوات فرستادن

 مي خندند. نمي دانم خنده اشان براي لفظ گفتن چنين جمله اي بود يا كه خنديدن به اوضاع مملكت؟

 آيا وضعيت مملكت خراب است؟

+ نوشته شده در  Wed 18 Feb 2009ساعت   توسط په ژار  | 

مدل لباس کردی

                 

                     برای دیدن عکسها بر روی ادرسها کلیک کنید

http://i9.tinypic.com/62rpxna.jpg

 

http://i13.tinypic.com/4ldhdty.jpg

 

http://i7.tinypic.com/67zfubn.jpg

 

http://i17.tinypic.com/6c442f6.jpg

 

http://i7.tinypic.com/53929t1.jpg

 

http://i19.tinypic.com/504a49c.jpg

 

http://i13.tinypic.com/4kljrjo.jpg


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Wed 18 Feb 2009ساعت   توسط په ژار  | 

             

                     ایران وموضوع دهمین دوره‌ انتخابات ریاست جمهوری

 

گویند دهقان فقیری بوده‌ که‌ دارای یک گاوماده‌ وخری پرمصرف بوده‌ که‌ قادربه‌ تامین علوفه‌ آنان نبوده‌ وازروی فقراز خدا طلب می کند خرش را که‌ سرباراست و بهره‌ای ندارد بمیراند وگاوراکه‌ کمی شیرمی دهد برایش محفوظ نگه‌دارد. ازبخت بد فردای روزکه‌ به‌ طویله‌ سرمیزند، می بیند گاوشیرده‌ مرده‌ و خربی بهره‌ زنده‌ است. ایشان نیزبه‌ آبادی می رود ونابینای آبادی راباخود به‌ طویله‌ می برد و ازایشان می خواهد که‌ ازروی لمس آن دوموجودراتشخیص دهد. نابینانیزبه‌هنگام لمس هرکدام ازآنان، تشخیص خودرا به‌دهقان فقیرمی گوید. بعداز تشخیص احشام از طرف نابینا، دهقان فقیر روبه‌خدا می ایستدومی گوید، شما چگونه‌ خدایی هستید که‌ یک نابینا قادر به‌ شناسایی وتشخیص گاو وخر هست اما شما قادر به‌تشخیص آن نیستید!! مردم ایران به‌مثابه‌ آن خداهستند که‌ قادربه‌تشخیص احشام نیستند، گرنه‌حداقل درانتخابات قبلی تفاوت میان دکترمصطفی معین ودکتر احمدی نژاد رامی دانستند.
حکومت استثنائی واسلامی ایران باردیگربرای بازی بامردم خود وتحت عنوان انتخابات ریاست جمهوری درغیاب نیروهای سیاسی ترقی خواه‌ خارج ازمدارحاکمیت و درفضای کاملا"بسته‌ سیاسی درصدد فریب افکار عمومی داخلی وخارجی است وبدین منظور تمام توان خودرابکارگرفته‌ومهره‌های اصلی خودرا واردبازی نموده‌است. گرچه‌ به‌دلیل پیچیدگیهای درونی جامعه‌ایران هیچ سیاستمدار دوراندیشی قادر به‌ تجزیه‌وتحلیل اهداف حکومتگران حاکم نمی باشد اما شایسته‌ است باتوجه‌ به‌ صداهایی که‌ دراین زمینه‌ درداخل به‌گوش می خورد نظری بیندازیم و متوجه‌ شویم که‌ درک سران نظام از انتخابات چیست ومردم به‌دنبال چه‌هستند.
بعداز سی سال حاکمیت مذهبی برایران تمام نشانه‌ها دلالت براین دارد که‌ سران رژیم می خواهند به‌ مردم ایران بقبولانند که‌ تنها راه‌ برایشان خودراگنجاندن در چارچوب فرهنگ سیاسی جمهوری اسلامی وشرکت در انتخابات آن وانتخاب یکی از زیرمجموعه‌های داخل آن فرهنگ است که‌ درچند تشکل سیاسی اسلامی سازماندهی گردیده‌ است. اگردرگذشته‌ جریانی مثل نهضت آزادی امکان حضوروسروصداکردن برای شرکت درانتخابات راداشت ومتعاقبا" ردصلاحیت می گردیدند اینک آن صداها نیز بسیار ضعیف است. بدین منظوراحزاب حکومتی چون حزب اعتدال وتوسعه‌ با نامزدی احتمالی حسن روحانی، جبهه‌ مشارکت با نامزدی محمد خاتمی، میرحسین موسوی و محمدرضاعارف، حزب کارگزاران با نامزدی بیژن نامدارزنگنه‌ محمد هاشمی ، حزب اعتماد ملی با نامزدی مهدی کروبی و ازطیف اصولگرایان محمود احمدی نژاد، علی اکبر ولایتی، مصطفی پور محمدی نامزد می باشند.
یکی از مشکلات جامعه‌ ایران عدم شفافیت درتمام لایه‌های اجتماعی و سیاسی واقتصادی و بخصوص درعرصه‌های انتخاباتی است که‌ سلیقه‌ و عوامفریبی برشعارهای آنان پیداست. همگان به‌یاد دارند که‌ درانتخابات قبلی آقای کروبی درجریان انتخابات قبلی شعار 50000تومان به‌ هرخانوار و آقای احمدی نژاد با شعار گنده‌تری وارد گردید. ازمنظر دیگری هم که‌ بنگریم به‌ دلیل عدم ساختار حزبی امکان نظرسنجی و فرایند انتخابات غیرقابل پیشبینی است. انتخابات گرچه‌ درمیان دوطیف به‌اصلاح اصلاح طلب و اصولگرا انجام می شود و همان احزاب اسلامی در شهرهای حاشیه‌ای ایران وجود خارجی ندارند اماطبق نظرسنجی سایت آریا میهن از 2019نفر 64.4% به‌خاتمی، 19.5% به‌ محمد باقرقالیباف و احمدی نژاد، رفسنجانی، عبدالله‌ نوری، مهدی کروبی و لاریجانی به‌ترتیب کمتراز 6درصدآرارابه‌خود اختصاص داده‌اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Wed 18 Feb 2009ساعت   توسط په ژار  | 

مصاحبه

 

                                       گفتگو با فرهاد پیربال

فرهادپیربال متولدشهر" هولیر" درجنوب کوردستان است. درسال 1994 موفق به اخذمدرک دکترای ادبیات نوین کوردی ازانستیتوی کوردی پاریس شدوتاکنون 53 اثرادبی گوناگون ازوی چاپ ومنتشرشده است. دراین گفتگووی نقطه نظرات وبرداشتهای خودرادرباره ی مدرنیته ، ادبیات وناسیونالیسم ارائه داده است.

به نظرشماناسیونالیسم کوردی راسرانجامی نخواهدبود. آیااین ناسیونالیسمی را که شماازآن بحث میکنیدهمچون ناسیونالیسم عشیره گرایی ویاناسیونالیسم تخزب گرایی موردشناسایی قرارمیدهیدیابه مانندیک جنبش وحرکت ملی وفراگیربرآمده ازمردم؟

فرهادپیربال: پیش ازهرچیزبایدیادآوری کنم که من سیاستمدارنیستم ودرراستای سیاست گام برنمیدارم. برای من ناسیونالیسم بخش کوچکی ازدیدگاههای هنری به شمارمیرود. من میتوانم درخصوص بینش ادبی خودونیزدرباره ی آفرینش ادبی بحث کنم. درواقع به عقیده ی من ناسیونالیسم وحس کوردایه تی تنهاجزئی کوچک ازتمامی آنچه که اندیشه هاوباورهای مراتشکیل میدهد به شمارمی آید. البته این به مفهوم آن نیست که من درباره ی سرنوشت کوردستان صحبت نکنم. من میتوانم درموردناسیونالیسم کورد اززمان صفوی ها، عثمانیها، قاجارها تامیرسد به دوران حاکمیت رضاشاه بحث کرده وابرازعقیده کنم. امابه هرحال برای من ناسیونالیسم پدیده ی عمده ای به حساب نمی آید.

راسان : گرامشی براین باوراست که درگفتمان روشنفکری، خاصه روشنفکری ویژه " پارتیکولار" وزنده میتواندپیوند

تنگاتنگی باجامعه ای که درآن زنده گی... میکندبرقرارسازدبه عبارت دیگرگفتمان این روشنفکرویژه مسلط خواهدبودومیتوانددارای هژمونی باشدکه دربرگیرنده ی اتونیتیست جامعه ی خویش میباشدبه دیگرسخن درپی یافتن اصالت وسندیت جامعه ی خودبوده وآن راباافق روشنفکری وگفتما ن خودپیوندمیدهد. پرسش این است، به نظرشمااین برداشت " گرامشی تاچه اندازه به حقیقت نزدیک بوده وبرداشت مادرباره ی این روشنفکرویژه وجامعه ی خودمان چیست؟

فرهادپیربال: نظرمن هم همین است. درواقع نه تنهابرداشت روشنفکری، بلکه همه ی مقاصد، موضع گیریها، ناسیونالیسم جورواجورحاکمیت دولتها، رابطه ی NGO هابامردم وحقوقشان براساس روح وشرایط مخصوص فرهنگ وآداب ورسوم جامعه مطابقت داده میشود. به این ترتیب روشنفکردرمقایسه باجوامع دیگرکشور هادارای موضع گیریهای مختلف میباشدچراکه خصوصیات عشایری ومذهبی وفکرواندیشه ی قدیمی وایجابی خودرادارداماما ازهمه ی صفات وویژه گی های روشنفکرتنهامقاصدش رااخذکرده ایم وباآنهابازی میکنیم وبسیارتعجب برانگیزاست که بطورمداوم باوجودهمه ی موانع پیش روی روشنفکرانتظاردست یابی به آنهاراداریم حال چه درداخل وچه درخارج ازکشور. لازم است که ماخودراههاراهموارساخته وعرصه ای پالایش یافته بسازیم برای پیش بردن مقاصدگوناگون روشنفکری ودقت کنیم که تفاوت روشنفکری ماتااندازه ای است که کشورهای ما نه تنهاجایگاه وپایگاه مشخصی همچون اختیار واراده ی آزاد برای روشنفکردراختیارشان قرارنداده اندبلکه به آنهامانندمازادجامعه نگاه میکنند.

ولی روشنفکرفرانسوی دارای حق وحقوق واختیاراست که بدان وسیله بتواندآثارویژه ی تاریخ خودرابه نگارش درآورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Wed 18 Feb 2009ساعت   توسط په ژار  | 

مسعود بارزاني در ايتاليا گفت:PKK تروريست نيست

رئیس حکومت فدرال جنوب کردستان، مسعود بارزانی که‌برای انجام یک سری دیدار با مقامات ایتالیایی به‌این کشور سفر کرده‌است درملاقاتش با یکی از روزنامه‌های ایتالیایی گفت که ‌آنها PKK ‌را به‌عنوان یک حزب تروریست نمیدانند. در مورد مسئله‌کرکوک نیز بارزانی بر کردستانی بودن این شهر دوباره‌تاکید کرد.

مسعود بارزانی که‌با روزنامه‌ایل تمپۆ سخن میگفت در پاسخ به‌ سوالی در مورد کرکوک و همه‌پرسی آن گفت، بدون شک کرکوک بخشی از خاک کردستان است، البته‌ که ‌در ابتدا باید با احترام به‌حقوق همه ‌ملیتهایی که‌در کرکوک زندگی میکنند شناسنامه‌ شهر کرکوک را تعریف کرد. ما همیشه‌از ایجاد اختشاش در امنیت و استقرار عراق خودداری کرده‌ایم به‌ همین دلیل هم ما میخواهیم که‌ این مسئله‌از راه‌ رفراندم حل شود.

رئیس حکومت فدرال کردستان در پاسخ به‌این سوال که ‌آیا شما از حمله ‌ترکیه ‌به‌ خاک جنوب کردستان به‌ بهانه‌زدن پایگاههای PKK ‌ترسی دارید گفت: ما از هیچ کس نمیترسیم، هر گونه‌اشغال احتمالی استقرار تمام منطقه‌را به‌هم خواهد زد و مشکل ساز خواهد بود.

در ادامه‌این مصاحبه‌بارزانی در پاسخ به‌سوال خبرنگار در مورد PKK ‌گفت: ملت کرد نه‌از طرق نظامی بلکه‌از راههای سیاسی باید مبارزه‌خود را ادامه‌دهد، PKK ‌یک حزب تروریست نیست، اگر ترکیه‌بخواهد با PKK ‌به‌گفتگو بنشیند و مسائلش را از راه دیالوگ حل کند آنگاه‌اگر PKK ‌اینرا رد کند PKK ‌تروریست است. ما به‌اتحاد و همبستگی ايمان داریم.
+ نوشته شده در  Fri 13 Feb 2009ساعت   توسط په ژار  | 

مگر کردستان من چه کرده است؟

...و سرزمين من و نيشتمان من در ميان مه عظيمي گمش كرده اند بي آنكه جايي از كره جغرافيايي،انگشتي آن را نشانه كند كه«اين كردستان»است.سرزمين من محدوده مرزهايي است كه سيمهاي خاردار شناسنامه اش شده اند سرزميني كه بر هيچ دوربيني لبخند نزده است .سرزمين كردهاي بي كردستان...

آه...مگر كردستان من چه كرده است كه امتداد نامش از رنج به رنج به گستره اي از زخمهايي مي رسد كه زخمي ترين زخمهايند،كه دامنه اش بمبستاني از آخرين اختراعات زرادخانه هاست ،كه در مزرعه هايش هزاران مين چشم براه تيغه هاي داس كشاورزي‌ست كه نان از خدا خواسته است.

مگر كردستان من چه كرده است كه خانه خانه اش چشم براه كسي است كه هرگز نمي آيد كه ديوار ديوارش شناسنامه اي از كساني است كه هرگز نيامدند و قاب شدند و آب شدند كه اتاق اتاقش خاطره اي از بمب و موشك و خمپاره دارد كه خشت خشتش بر زير پوتينهايي كه مشكوك بوده اند ترك برداشته است كه روستا به روستايش انفال را براي آبروي تاريخ آفريده اند كه شهر به شهرش هلبچه شدند و سرزمين به سرزمينش كردستان كه وطن به وطنش...
مگر كردستان من چه كرده است كه تنبور به تنبورش از صداي گلوله هايي از چهار طرف نامعلوم»چمر»نواختند و «وي»كردند كه سنتور به سنتورش از هجوم تركشهايي از چهار طرف معلوم مرثيه سرودند كه دهل به دهلش گريستند و تنبك به تنبكش بر سر زدند و «چوپي» هايش بر زخمهايي بسته شدند تا خون را بند آورد

مگر كردستان من چه كرده است كه بر تپه تپه اش ميني روييده است تا بر پاهاي كوچك كودكي چوپان بوسه بزند يا گامهاي زمخت مرد كشاورزي را گاز بگيرد يا دست نوازش بر سر دختركي بكشد كه از سر چشمه آب مي آورد كه بر دشت به دشتش بمبهاي خوشه اي خوشه كرده اند تا روزي آلومينيومهايش بهانه اي براي تركيدن بر دستهاي«سوران»و«هيوا» باشد تا بسوزاند و كور كند،كه درخت به درختش شيميايي شدند تا در فستيوال گاز سوز كردن تمام ماشينها،درختان هم گاز دار شوند تا آدمها را بسوزاند و آنگاه هلبچه يعني«شهري براي شرمندگي انسانها»

مگر كردستان من چه كرده است كه دختران تازه عروسش بر لچكهاي عروسيشان بسته مي شوند و گروگان تا حجله‌ي مردانشان را در كوههاي بومي سرزمينشان بر بومي نبودگان نشان دهند و نشان نمي دهند و همراه«كورپه»هاي چند روزه شان مهمان گورهاي دسته جمعي مي شوند كه مادران «سروين»پريشانش روله رو كنان فرزندان مرده‌شان را در حياط خانه چال مي كنند تا گريه كنند بر گورهايي كه همين نزديكيست كه پدران«چوخورانه»پوشش بازارهاي شهر را تا خياطي هميشه شلوغ طي كنند تا پيراهني از آه و سياه سفارش دهند كه كودكان كوچه هاي بازيش در اسارت شهوت ناكردستانان ثابت كنند كه«لاك پشتها هم پرواز مي كنند» و در پروازشان«آوازهاي سرزمين مادري»شان را بلند بلند گريه مي كنند

مگر كردستان من چه كرده است كه هيچ ناني بر ساج هيچ خانه اي تا آخر نماند و نان نشد تا قرباني لگد سربازي بشود كه زبانش را نمي فهميديم كه هيچ راهي تا انتهايش پيموده نشد تا در رويش ايستهاي بازرسي همسايه هايمان هزار راه نرفته را برگرديم كه هيچ توپي از خط دروازه‌ي بچه ها نگذشت كه توپهايي از جنس آهن و نفرت تمام دروازه و دروازه بان را پودر كرده بودند كه هيچ دبستاني خبراز آمدن آن مرد در باران ندادند كه باران گلوله تمام آمدنها را مسدود كرده بود كه هيچ دانش آموزي در برابر سئوال«علم بهتر است يا ثروت»ننوشت علم،ننوشت ثروت تا همه بنويسند:«آرامش»
مگر كردستان من چه كرده است كه دوستش ندارند كه احترامش نمي گذارند كه عزيزش نمي دارند كه در آغوشش نمي كشند كه باورش نمي كنند كه كردستانش نمي خوانند...

+ نوشته شده در  Fri 13 Feb 2009ساعت   توسط په ژار  | 

بیانیه

 
اعتراض بيش از 100 تن از فعالان كرمانشاهی و ايلامی به ادامه‌‌ی بازداشت عباس جليليان و مهدی حميدی 4/02/2009



خبرگزاری ديده‌بان حقوق بشر كردستان: بيش از 100 تن از فعالان ادبی، فرهنگی و مدنی كرمانشاه و ايلام با صدور بيانيه‌ای نسبت به بازداشت دو فعال ادبی و فرهنگی كه طی هفته‌های اخير در كرمانشاه اتفاق افتاده است اعتراض نموده و خواستار آزادی بازداشت ‌شدگان شدند.


اين فعالان در ابتدای بيانيه‌ی خود آورده‌اند: «همان‌گونه كه طی هفته‌های ‌اخير از سوی خبرگزاری‌ ديده‌بان حقوق بشر كردستان اعلام گرديده است مهدی حميدی و عباس جليليان به ترتيب در روزهای 21 آذر و 26 دی ماه سال جاری از سوی نيروهای امنيتی بازداشت شدند.»


در ادامه‌‌ی بيانيه‌ی مذكور در معرفی و شيوه بازداشت نام‌بردگان آمده است: «مهدی حميدی از فعالان جوان در حوزه فرهنگ كُردی كرمانشاه در جريان سفری كه به استان كردستان داشته بازداشت شده است. با گذشت نزديك به 2 ماه از بازداشت اين فعال فرهنگی دليل دستگيری و اتهام وی مشخص نيست. نام‌برده كه افسر نيروی هوايی نيز می‌باشد هم‌اكنون در بازداشت‌گاه ويژه نيروهای نظامی تهران به سر می‌برد. طی اين مدت خانواده مهدی حميدی به دنبال دو هفته بی‌خبری كامل از جريان بازداشت و محل نگهداری فرزندشان موفق به دو بار ملاقات با وی شده‌اند.


عباس جليليان متخلص به "ئاكو" از نويسندگان و پژوهشگران سرشناس كُرد در حوزه ادبيات كُردی جنوب نيز اكنون 20 روز است كه در بازداشت‌گاه اداره اطلاعات شهر كرمانشاه به سر می‌برد بدون آن‌كه امكان ملاقات با خانواده برای وی مقدور باشد. نام‌برده بدون ارائه‌ی هر دليلی در منزل شخصی خود در اسلام آباد غرب بازداشت گرديده و تا كنون اتهام وی اعلام نشده است. فرهنگ كُردی ـ فارسی باشور، رمان رنگامه و كتاب زرينه و سيمينه از جمله آثار ارزشمند ادبی‌ست كه تا كنون از عباس جليليان به چاپ رسيده است.»


در بخش ديگری از اين بيانيه با تأكيد بر هويت فرهنگی و ادبی اين دو فعال كرمانشاهی آمده است: «آن‌چه مسلم است با توجه به سابقه‌ی فعاليت‌های فرهنگی مهدی حميدی و آثار ادبی انتشار يافته از عباس جليليان حوزه و گستره فعاليت‌های‌ ايشان منحصر و محدود به فرهنگ و ادبيات كُردی بوده است و دستگيری و بازداشت طولانی مدت ايشان به اين شكل مورد شگفتی و جای نگرانی بسيار دارد.»


فعالان كرمانشاهی و ايلامی در پايان بيانيه‌ی خود چنين آورده‌اند: «ما امضاء كنندگان ضمن اعتراض به بازداشت عباس جليليان و مهدی حميدی و اعلام حمايت خود از كوشش‌های ادبی و فرهنگی آنان در راه تقويت و اعتلای ادبيات و فرهنگ كُردی جنوب به ويژه عباس جليليان كه با آثار ارزنده خود از جمله فرهنگ باشور خدمتی بس عظيم را به زبان كُردی نموده است خواستار آزادی هر چه سريع‌تر اين نويسنده كُرد و نيز مهدی حميدی هستيم.»

اسامی امضاء كنندگان:


آراس محمدی / آرام حسن / آرش آذرپيك / آرمان ميرزايی / آرز فتاحی / آيت سعيدزاده / اشكان مسيبيان / افشین غلامی / افشين قادری / افشين كرميان نسب / الله مراد جباریان / الهه محمودی / امید محمدیان / امیر مظفری / بابك خداياری / بابك قياسی / بلال مرادويسی / بهاره علوی / بهنام دبيريان / پارسا كرمانجيان / جليل آزادی خواه / چنگیز اقبالی / حامد شيرزادی / حسن ناصری / حسین خدامرادی / حسین فانی نژاد / حشمت خسروی / حمزه احمدی / حميدرضا صمدی / حميدرضا مسيبيان / خسرو زمانی / داریوش مرادی / رحمان سبزی زاده / رسول خلفی / رضا جمشيدی / رضا ساعد / ژيلا گل عنبر / سارا جلیلیان / سارا كرمانيان / سجاد جهان فر / سجاد شهبازی / سعيد ريزوندی / سهراب كريمی / سهراب مرادی / شاهو نادری / شهاب عبدالهی / شهرام صادقی / صادق سامره‌ای / طاهره خرمی / ظاهر سارایی / ظهیر مسعودی / عباس جوهری / علی امیدوار / علی خدامرادی / علی رضا خانی/ علی محمد اسلام پور / عیاد پرنون / فاطمه جوادی / فردين الماسی / فرشاد چناری / فرشاد دوستی پور / فرشاد فتحی / فرشاد محمدیان / فرهاد جهان بیگی / فرهاد حيدری گوران / فريدون رازيانی / فريدون كرمی / فواد صالحیان / کاظم جباری / کانی خدامرادی / کیومرث بلده / كاوه قاسمی كرمانشاهی / كبری كريمی / كيوان كمانگر / گلاله بهرامی / لیلا کاملی / لیلا مرادی / ماندانا طالبی / مانی تامی / محمد شهبازی / محمدرضا اسكندری / محمدرضا عطايی / محمود سعيدزاده / مدد جباری / مراد آقایی / مسعود فتاحی / مسعود كرمی / مهدی خان‌بیگی / مهدی زارعی / مهدی شریفی / مهرداد صيفوری / ناهيد محمدی / نجات بهرامی / نسرين محمدی گوران / نوشين محمدی / وهاب دوستی دوكوشكانی / وهاب غلامی / هوشنگ رشیدی / یوسف مددی / یونس اقبالی / ياور غلامی / يزدان چغاميرزايی / يزدان معمر

جمال خانی/مرضیه جهانفرد/فرهاد وکیلی/عزدین حیدری
+ نوشته شده در  Thu 5 Feb 2009ساعت   توسط په ژار  | 

نامه سر گشاده به دبیر کل سازمان ملل متحد

 

حضور و نفوذ برخی دولتهای ناقض حقوق بشر در شورای حقوق بشر ملل متحد و ممانعت آنها از اتخاذ هرگونه اقدام مثبت این شورا، در جهت جلوگیری از نقض حقوق بشر در جهان


مدافعان حقوق بشر بویژه مدافعین کرد و ایرانی را نگران و ناامید کرده است. با این حال در همین رابطه کمیته سوم، کمیته اجتماعی، انسانی و فرهنگی مجمع عمومی ملل متحد اخیرا در خصوص نقض حقوق بشر در ایران قطعنامه ای را صادر کرده که خبرهای دریافتی از مفاد کلی آن حاکی از آن است که نقض حقوق بشر مردم کردستان و نقض حقوق ملیت‌های حاشیه‌ای و اقلیت‌های ملی  و قومیت های ایرانی متاسفانه مورد بی‌توجهی قرار گرفته است.


آقای دبیرکل


جناب عالی اطلاع دارید که نیمی از جمعیت کشور ایران را ملیت‌های حاشیه‌ای و اقلیت‌های ملی و زبانی تشکیل می‌دهند که قانون اساسی جمهوری اسلامی وجود آنها و حقوق مترتب بر موجودیتشان را رسما انکار کرده است. در واقع قوانین حاکم با به رسمیت نشناختن ملیت‌ها و اقلیت‌های ملی آشکارا حق داشتن  و حفظ هویت ملی، زبانی و فرهنگی حداقل نیمی از مردم ایران را نفی نموده است.




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Thu 5 Feb 2009ساعت   توسط په ژار  | 

وێرانه‌ێ دڵ



پیـــــــاڵـــه‌ێ پڕ بكــــــــــه‌ له‌ شه‌راو ســــــــاقی

بار ئـــــــــــه‌ڕام نه‌مـــــــــه‌ن له‌ عۆمـرم بـــاقی


دڵ چۊ هه‌ســـــاره‌ گــــــۆڕ گــــــــرد داچووڕیاد

په‌رده‌ێ شـــــــــــــه‌رم له‌ رۊ بێنــــــــــه‌وا دڕیاد


حه‌وسڵـــــــــــه‌و تاقــــه‌ت دی ئــــــه‌ڕام نه‌مه‌ن

میــــــــــوه‌ێ بــــڕه‌سێ كــــــه‌ێ له‌ دار بوو به‌ن


له ‌باخچه‌ێ زنه‌ی گــــــوڕاێـــــگوڕ نــــــــووڕم

به‌ڵكــــــــــه‌م په‌پــــــــــووله‌ێ بخوه‌ێ وه‌ تــــووڕم


تا له چووار چوو چه‌و بگــــــــــــرمه‌ێ وه قـــــاب

گـــــــــــاس وێرانه‌ێ دڵ كـــــــــه‌متر بوو خه‌راب

+ نوشته شده در  Thu 5 Feb 2009ساعت   توسط په ژار  | 

      پخش گسترده اساسنامه پژاک در اسلام آباد غرب
 
 
سه شنبه شب دوازدهم شهریور ماه ۱۳۸۷ جوانان آپوچی در شهر اسلام آبادغرب در استان کرمانشاه اقدام به پخش گسترده ی اساس نامه ی پارت ژیان آزاد کوردستان(پژاک)کردند.این اساس نامه ها در منطقه های فرهنگیان شهریارشهر-میدان مرتضی علی وبیمارستان پخش شده است
+ نوشته شده در  Sun 1 Feb 2009ساعت   توسط په ژار  | 

    •                    دستگیری عباس جلیلیان  
نيروهای امنيتی اسلام آباد غرب  نويسنده کردعباس جليليان را بازداشت کردند و پس از تفتيش منزل وی، کيس کامپيوتر و بخشی از دست نوشته های وی را با خود بردند.
 


هنوز دليل بازداشت اين نويسنده کرد اعلام نشده و بنا به گزارش خبرگزاری ديده بان حقوق بشر کردستان، وی پس از دستگيری هفته گذشته به بازداشتگاه کرمانشاه منتقل شده است.

کاوه قاسمی کرمانشاهی فعال حقوق بشر ساکن کرمانشاه در گفتگو با روز ضمن تاييد اين خبر می گويد: "عباس جليليان پنج‌شنبه شب گذشته در شهر اسلام آباد غرب واقع در استان كرمانشاه بازداشت شد. چند مأمور امنيتی به در منزل ايشان مراجعه و اقدام به بازداشت وی و سپس تفتيش منزل کردند. در حين اين تفتيش هر چه پدر پير و نابينای آقای جليليان اصرارکرده که افراد مزبور در وهله‌ی اول هويت خود را مشخص و بعد از آن هم دلايل بازداشت فرزندش را اعلام کنند نه تنها پاسخی دريافت نكرده كه مورد توهين نيز قرار گرفته و تهديد به سكوت شده است. حتی به آقای جليليان نيز اجازه نداده اند با پدر خود گفت‌وگو كند يا وی را كه سالخورده و بيمار است و نياز به مراقبت ويژه و مداوم دارد به منزل برادرش منتقل نمايد".

اين فعال حقوق بشر در ادامه در خصوص علت بازداشت عباس جليليان و آخرين وضعيت وی می افزايد: "از علت بازداشت و اتهام اين نويسنده كُرد اطلاعی در دست نيست و در مراجعه‌ی مكرر خانواده ايشان به نهادهای امنيتی در اسلام آباد غرب و كرمانشاه هم متأسفانه اطلاعاتی در اين زمينه در اختيار آنان قرار داده نشده است. حتی امكان ملاقات و تماس تلفنی هم برای خانواده كه به شدت نگران وضعيت وی ‌هستند تا كنون فراهم نگرديده است. ضمن اينکه در نخستين مراجعه خانواده به اداره اطلاعات اسلام آباد غرب، مسئولان مربوطه از بازداشت آقای جليليان ابراز بي‌اطلاعی کرده،اما نهايتاً با تائيد بازداشت وی گفته‌اند كه يك روز پس از بازداشت به كرمانشاه انتقال يافته است."

کاوه قاسمی کرمانشاهی در خاتمه در خصوص فعاليتهای عباس جليليان چنين می گويد: "فعاليت عباس جليليان صرفاً در حوزه زبان و ادبيات كُردی و به ويژه كُردی جنوب) کلهوری) بوده است. ايشان از نويسندگان بنام در كرمانشاه و كل مناطق كردنشين در ايران و حتی در كردستان عراق هستند. او در بسياری از همايش‌ها و مراسم‌های ادبی در شرق و جنوب كردستان حضور داشته و به ارائه‌‌ی اثر پرداخته‌است. تا كنون آثار نوشتاری بسياری از وی به چاپ رسيده است.

فرهنگ كُردی ـ كُردی ـ فارسی باشور كه كامل‌ترين و معتبرترين فرهنگ لغت كُردی جنوب محسوب مي‌گردد. رمان «رنگامه» كه شامل چندين داستان كوتاه يا در زبان كُردی «چيروك» مي‌باشد،كتاب «زرينه و سيمينه» كه مجموعه اشعار و ضرب المثل‌های فولكلور مناطق كردنشين را در خود جای داده است و كتاب‌های ديگر... همچنين مقالات و نوشتارهايی نيز از ايشان در نشريات فارسی و كُردی منتشر شده كه موضوع تمامی آن‌ها ادبيات و فرهنگ بوده است".
عباس جليليان پيش از اين نيز چندين بار به اداره اطلاعات احضار شده بود.دليل احضارهای قبلی وی سفرهای كاری و ادبی به كردستان عراق عنوان شده بود.

+ نوشته شده در  Tue 20 Jan 2009ساعت   توسط په ژار  | 

عاقبت دیکتاتوری و.........

+ نوشته شده در  Thu 24 Apr 2008ساعت   توسط په ژار  |